روایتی از شهید احمد ملاسلیمانی: یک بار چند آدم لاابالی به برادرش اصغر برادر که لباس سپاه به تن داشت متلک انداخته بودند. اصغر آمده بود خانه تا لباسش را در بیاورد و بعد برود و به حساب آن چند نفر برسد. ا
برچسبهای مرتبط:
هنوز هیچ گفتگویی شکل نگرفته است.
اولین نفری باشید که دیدگاهش را ثبت میکند.

