🕊روایتی از زندگی شهید عبدالحسین ناجیان اصل:
🔸️عبدالحسین به شدت متشرع و منضبط بود. سرمای خوزستان بسیار سرمای استخوانسوزی بود. من در رامهرمز بیمار شدم و اورکت هم در انبار اهواز پر بود. گفتم یکی از این اورکتها را به من بدهید، بلکه سرما خوردگیام بهتر شود. شهید ناجیان گفت اینها فقط متعلق به کسانی است که در خط مقدم دارند میجنگند. من باید بروم و به مسئولش بگویم اگر ایشان اجازه داد، اورکت را به تو میدهیم. بالاخره یکی از بچهها اورکتش را به من داد تا خودم را گرم کنم.
🌷 گلزار شهدای بهشت زهرای تهران
🔸 @Golzarteh
برچسبهای مرتبط:
هنوز هیچ گفتگویی شکل نگرفته است.
اولین نفری باشید که دیدگاهش را ثبت میکند.

