📌 فاطمهسادات؛ دختری با قلبی به وسعت آسمان
«فاطمهسادات، دختری مؤمن و محجبه بود؛ ۱۰سال داشت، اما انگار تمام مهربانی و قناعت را در وجود کوچکش خلاصه کرده بودند. خانم و باوقار بود، اما مظلوم. آنقدر افتاده و بیادعا که گاهی فراموش میکردی چقدر بزرگ است. اهل قناعت بود؛ قناعت بیمنت، بیادعا، قناعت بیصدا. در خرید لباس و کیف و وسایل مدرسه، همیشه همین را میگفت: «مامان، اینا رو نمیخوام... پولش رو بدین اونجا که لازمتره. این لباس نو رو نمیخوام. لباسهای ریحانهسادات برایم خوبه…» گاهی تعجب میکردم که چطور فهیمه خانم، مادر فاطمهسادات، راضی میشود که دخترش با داشتههای ریحانه زندگی کند. اما خودش با لبخند میگفت: «وقتی یکی قراره فردای قیامت با حاج قاسم محشور شود، باید شهیدوار زندگی کند. شهیدی زندگی کند، عاشقانه، ساده و بیتعلق» و فاطمهسادات واقعاً همینگونه بود. در سکوتش صداقت بود، در پوشیدگیاش وقار، و در قناعتش ایمان. او هیچوقت دنبال چشم و همچشمی نبود. دلش بزرگ بود، به وسعت آسمان. نه برای خودش، که برای دیگران زندگی میکرد. دختری بود از جنس نور، از تبار ریحانهها و حالا در ردیف همانهایی ایستاده که شهیدانه زندگی کردند، حتی اگر هنوز نامی از «شهادت» در شناسنامهشان نیامده باشد. (منبع: همشهری آنلاین)»
برچسبهای مرتبط:
هنوز هیچ گفتگویی شکل نگرفته است.
اولین نفری باشید که دیدگاهش را ثبت میکند.

