🕊شهید مصطفی کاظم زادهداخل سنگر کنار یکدیگر دراز کشیدند. سقف آنقدرکوتاه بود که حتی نمیشد به راحتی نشست. شروع کرد به خنده. با خوشحالی گفت:«امروز من میرم». گفتم: «اول بگو ببینم این مسخره بازی چیه که
برچسبهای مرتبط:
هنوز هیچ گفتگویی شکل نگرفته است.
اولین نفری باشید که دیدگاهش را ثبت میکند.

