راه درازی داشتیم از کربلا تا شامسوز و گدازی داشتیم از کربلا تا شامبر نیزه میرفتی و با زلف پریشانتراز و نیازی داشتیم از کربلا تا شامچیزی نمیگفتیم هر چه زخم میبردیمبا خویش رازی داشتیم از کربلا تا شامدر
برچسبهای مرتبط:
هنوز هیچ گفتگویی شکل نگرفته است.
اولین نفری باشید که دیدگاهش را ثبت میکند.

