شهید محسن دین شعاری🕊🔹️عادتش بود انگشتانش را لابه لای شاخک های مین والمری میگذاشت، لبخندی می زد و می گفت: «گوگوری مگوری! بیا بغل عمو!»، بعد شاخک را میپیچاند و مین را خنثی می کرد. صدای خنده بچه ها
هنوز هیچ گفتگویی شکل نگرفته است.
اولین نفری باشید که دیدگاهش را ثبت میکند.

