🕊روایتی از سیره شهید فرید الدین معصومی
از وعده های برخی از مدیران خسته بود اما می گفت باید خدمت کنیم و اگر من جا خالی کنم نمی شود. یکی از مدیران به خاطر اشتباهش باید اخراج میشد علی رغم این که خیلی از مقامات بالا زنگ میزدند تا مانع اخراجش شوند اما فریدالدین قبول نکرد و میگفت:« دین به گردن من است، حق مردم دست من است» و گوشش به این سفارشات و پارتی بازیها و مصلحتاندیشیهای بعضیها اصلا بدهکار نبود.
🌷 گلزار شهدای بهشت زهرای تهران
🔸 @Golzarteh
برچسبهای مرتبط:
هنوز هیچ گفتگویی شکل نگرفته است.
اولین نفری باشید که دیدگاهش را ثبت میکند.

