شهید علیرضا موحددانش🕊
🔹️صبح، عملیات بازیدراز بود. دشمن اتفاقی علی را میبینند و او را به رگبار میبندند. وقتی تیر میخورد از کنار صخره پایین میآید. دشمن تیرهایش که تمام میشود، به طرفش نارنجک پرتاب میکند. علیرضا تا میآید نارنجک را بردارد در دستش منفجر میشود. دستش را میگذارد زیر اورکتش تا شش بعدازظهر که عملیات تمام میشود. بچهها میبینند رنگ و روی علیرضا پریده و میفهمند که دستش قطع شده است میبرندش امداد و میگویند باید عمل شود. سه نصفشب او را به تبریز منتقل میکنند. کمی شلوغ میکند که:« چرا من را آوردهاید بیمارستان؟ اتفاقی نیافتاده است.»
▪️سیزدهم مردادماه، سالروز شهادت فرمانده لشگر ۱۰ سیدالشهدا(ع)، شهید علیرضا موحددانش گرامی باد🥀
📌مزار: گلزار شهدای بهشت زهرا(س)
قطعهٔ ۲۴، ردیف ۷۳، شماره ۲۰
برچسبهای مرتبط:
هنوز هیچ گفتگویی شکل نگرفته است.
اولین نفری باشید که دیدگاهش را ثبت میکند.

