شهید احمد صفرخانی🕊
🔹️از همسر و پسرم جدا شدم و برای زیارت تو صف رفتم. دو و سه نفر جلوتر از من بودند که پسرم را از آن طرف شیشه حائل بین خانمها و آقایان دیدم. وحید گفت: «مامان زیارت کردی؟» گفتم: «یکی و دو تا از خانمها جلو بروند من هم میروم و زیارت میکنم». تو زیارت کردی؟ گفت: «بابا من را بلند کرد و ضریح را بوسیدم». صحبت من و وحید به ثانیه نکشید که انفجار رخ داد. هنوز دست من به ضریح نرسیده بود. دود بدی داخل روضهمنوره پیچید. آن لحظه فکر کردم صدام حرم را بمبباران کرده است. گفتم: «بمببارون شد؟ بمببارون شد؟» خانمی گفت:« بمبباران نشده، بمب منفجر شده». و این آخرین زیارت و دیدار با همسرم و پسرم بود.
▪️۳۰ خردادماه، سالروز شهادت شهید بمب گذاری حرم امام رضا(ع)، احمد صفرخانی گرامی باد🥀
📌مزار: گلزار شهدای بهشت زهرا(س)
قطعهٔ ۴۴، ردیف ۱۱۰، شماره ۱۶
هنوز هیچ گفتگویی شکل نگرفته است.
اولین نفری باشید که دیدگاهش را ثبت میکند.

